اسكندر بيگ تركمان

642

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر فتح و تسخير قلعهء رفيعهء تبريز و بدست درآمدن آن ولايت عشرت انگيز بعد از محاربهء مذكور نزول اجلال در شهر واقع شده حقيقت حال باهل قلعه اعلام شد و پيغام نصيحت آميز مرحمت انگيز دادند كه بعبث خود را در معرض هلاك درنياورده قلعه را بسپارند كه هر كس تعلقى در ولايت تبريز داشته باشد در سلك ملازمان درگاه انتظام داده علوفه و مرسوم مضاعف آنچه در زمان روميه داشته‌اند داده مىشود و هر كس ارادهء رفتن داشته باشد با اهل و عيال و اسباب و اموال سالما غانما روانه شود كه اصلا آسيبى از عساكر منصوره به او نميرسد و على پاشا را بپاى قلعه فرستادند كه با عظماى اهل قلعه گفتگو نمايد و از لجاج و عناد كه عاقبتى وخيم دارد منع نمايد در اول حال محافظان قلعه گفتگوهاى سپاهيانه كرده پاى از دايرهء امن و سلامت بيرون نهاده تن به صلح در ندادند و با على پاشا خشونت آغاز نهاده بمصالحه و مهاونه راضى نشدند و عساكر اقبال مآثر از اطراف و جوانب در تبريز مجتمع گشتند و بمحاصره مأمور فرموده اطراف و جوانب قلعه را بجنود نامعدود قسمت فرمودند و از همه طرف سيبها و مورجلها ترتيب يافته در لوازم قلعه‌گيرى ميكوشيدند از آنطرف مراسم قلعه دارى بظهور آمده حركة المذبوحى ميكردند . اما بر عقلا آن قوم و ارباب رأى و تدبير كه غورى در امور داشتند ظاهر بود كه سپاه قزلباش قلعه را قهرا جبرا مفتوح ميسازند و ايشان را بنابر قلت سپاه و فقدان ذخيره و عدم استعداد و قلعه‌دارى طاقت مقاومت پادشاه ايران نيست و از هيچ طرف در آن هنگام مددى متصورنه لهذا در قلعه مجمعى ساخته در باب صلح و جنگ قرعهء مشورت در ميان انداختند و از مفتى و قاضى استفسار كردند ايشان بر حسب آيهء كريمهء وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ آن جماعت را بصيانت نفس و مال و متابعت دليل نمودند و در بواطن و ضماير ايشان نيز خوف و هراس بيقياس مستولى گشته بود جمعى را بيرون فرستاده عرض نمودند كه اگر عهد و شرطى بميان آيد كه وثوقى بر آن باشد قلعه را بملازمان ركاب اشرف ميسپاريم . حضرت اعلى بنابر ترفيه حال خلايق و حفظ دماء و رضاى حضرت خالق امان نامچهء بر وفق مدعاى ايشان در قلم آورده به مهر مهر آثار مزين ساخته بقلعه فرستادند و اهل قلعه تسلى يافته دروب قلعه را مانند بخت و اقبال بر روى روزگار فرخنده آثار اولياى دولت ابد پيوند گشاده با اموال و اسباب خود بيرون آمدند بعضى از آن طبقه كه ارادهء توقف نمودند بوعدهء كريمانه وفا فرموده علوفه و مرسوم مضاعف زمان روميه قرار داده ساليانه را بيك دفعه زر نقد در دامن ايشان ريختند و هر كس ارادهء رفتن داشت مرخص ساختند مقصود بيك ناظر بضبط اموال مقتولان و اسباب و يراق قلعه مأمور گشت و قرچقاى بيك با جمعى از غلامان خاصه شريفه بمحافظت قلعه [ 445 ] و محارست خانه‌هاى مقتولان قيام مينمودند و آوازهء فتح نيز به اطراف و اكناف ممالك رسيده فتح نامه‌ها بهر طرف ارسال يافت از امراى اكراد غازى بيك و قورچى بيك برادرش با پسران او و شيخ حيدر ولد اميرهء مكرى كه مدتى بود با روميان مخالفانه سلوك ميكرد روى ارادت بدرگاه جهان پناه آورده بعز عتبه بوسى سرافراز و بملازمت ركاب همايون معزز و ممتاز گشت و حكام اطراف رسولان بپايهء سرير خلافت مسير فرستاده